فصل پانزدهم
زمينهٴ ديني
(نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)
الف. قلمرو مسيحيت
هوميلياتها
در اثناي سدهٴ دوازدهم، اغتشاش ديني و اجتماعي زيادي در لومباردي پديد آمد. گروه روزافزوني از مردم، كه از ستم و فقر رنج ميبردند، احساس كردند كليسا نه فقط حامي آنان نيست، بلكه از دادن تسلي روحي دلخواهشان هم عاجز است. از اينرو، كوششهاي گوناگوني براي ارضاي تمايلات روحي آنان صورت گرفت، و از آنجا كه كليسا به دلسرد كردنشان ادامه داد، آنان بيش از پيش در پي بدعتها رفتند.
مهمترين اين كوششها متعلق به هوميلياتها1 بود. اين فرقهٴ برادري بههمان شيوهٴ فرقههاي مشابه آغاز نشد، بلكه نوعي تلفيق ميان يك طريقت رهباني و يك صنف توليدي بود. بهنظر ميرسد آنچه را كه ما فرقهٴ سوم ميناميم، اول تشكيل شده است. بسياري از برادران و خواهران متعلق به طبقهٴ كارگر بودند، و بهزندگي خانوادگي خود ادامه دادند. گفته ميشود كه سرانجام، يك فرقهٴ كشيشي، يا فرقهٴ اول، بهوسيلهٴ جوواني دواُلدرادوي مدايي2 (در نزديكي ميلان) تأسيس شد، و او در 1159، در بررا،3 قديميترين صومعهٴ آنان درگذشت.
برخي از هوميلياتها انجيل را موعظه ميكردند، و معتقد به زندگي فقيرانه براساس انجيل بودند، كه از طرف كليسا بهخطر افتاده بود. بعدها، جمعيت آنان به دو گروه تقسيم شد، كه يكي را هوميلياتهاي
حقيقي و ديگري را دروغين ميناميدند. از لحاظ دين سنتي، هوميلياتهاي
حقيقي مطيع بودند؛ و سايرين، هوميلياتهاي دروغين بهشمار ميرفتند.